بهشت، روی زمین
بعد از اینکه این پست رو دیروز نوشتم، امروز تازه رسیدم مدرسه مدیرمون بهم گفت: خانم میای بریم خونه ی مادر شهید؟ قراره بچه هارو از طرف اداره ببریم اگر دوست داری بیا... یاد کتاب دانش آموزم افتادم که هنوز داخل کیفم بود، یاد جمله های شهید هادی افتادم که دیشب خونده بودم، من کجا و رفتن به خونه ی مادر شهید گمنام کجا؟ برکت شهدای ما بی پایانه... پدرشون خیلی صحبت کردند. می گفتند: چشم انتظاری خیلی سخته.. تا اهواز هم رفته بودند که شاید خبری پیدا کنن از بچه شون... موقع برگشت همین جمله ی کتاب رو بهشون گفتم که درسته چشم انتظارید اما حضرت فاطمه سلام الله علیها خودشون مثل مادر شهیدای گمنام هستند پس پسرتون بهترین جاست... بعدش رفتیم مزار شهدا... بهترین روز مدرسه بود تو این یک سال و نیم... خیلی با بچه هام صحبت کردم تو مسیر. همیشه دوست دارم نظرشون رو راحت بهم بگن و منم در نهایت محبت و علاقه بهترین جواب رو بهشون بدم و راهنماییشون کنم.
خدایا شکرت
به قلم فاطمه ...
  • ۰
  • نظرات (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی