چهل نامه ی کوتاه به همسرم
از نادر ابراهیمی هرچی بگم کم گفتم... از معجزۀ یک عاشقانۀ آرام گرفته تا نامه های رفیقانه، همسرانه، آمرانه، ملتمسانه...
دلی دوسش داشتم..
" عزیز من!
هرگز از زندگی، آنگونه که انگار گلدانی ست بالای تاقچه یا درختی در باغچه، جدا از تو و نیروی تغییردهنده ی تو، گله مکن! هرگز از زندگی آنگونه سخن مگو که گویی بدون حضور تو، بدون کار تو، بدون نگاه انسانیِ تو، بدون توانِ درگیری و مقاومت تو، بدون مبارزه ی تو، پافشاری تو، سرسختی تو، محبّت تو، ایمان تو، نفرت تو، خشم تو، فریاد تو، و انفجار تو، باز هم زندگی ست و می تواند زندگی باشد.
زندگی مُرده ریگ انسان نیست  تا پس از انسان یا در غیابش، موجودیتی عینی و مادّی داشته باشد. زندگی، کارمایه ی انسان است، و محصول انسان، و دسترنج انسان، و رویای انسان، و مجموعه ی آرزوها و آرمان های انسان_که بدون انسان هیچ است و کم از هیچ.
خوشبختی، گمان می کنم، تنها چیزی ست در جهان که فقط با دستهای طاهرِ کسی که به راستی خواهانِ آن است ساخته می شود، و از پیِ اندیشیدنی طاهرانه.
عزیز من!
خوشبختیِ امروز ما، تنها و تنها به درد آن می خورد که در راهِ خوشبخت سازیِ دیگران به کار گرفته شود. شرط بقای سعادت ما این است، و همین نیز علّتِ سعادتِ ماست. یک روز از من پرسیدی: "کِی علّت و معلول، کاملا یکی می شود؟" و یادت هست که من، درجا، جوابی نیافتم که بدهم. بسیار خوب! پاسخت را اینک یافته ام.
خوشبختی، نامه یی نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگِ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد. خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکّه خمیرِ نرمِ شکل پذیر... به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ امّا یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر... "
به قلم فاطمه ...
  • ۱
  • موضوع : کتابخونه

    نظرات (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی