داشتی چی می گفتی آبجی؟

بخاطر دندونم بیشتر سوپ می خورم.. یه کم از سوپِ ریخت روی رومیزی قشنگ آبجیم!! دیدم این دوتا با خنده نگام می کنن فوری دستمال نمدار آوردم تمیزش کردم گفتم خوبه حالا غذاتونو بخورید.. وسط صحبت های آبجی دوباره یه ذره ی ناچیز سوپ ریخت... البته اینم بگم سفره شون تزئینی بود از بس کوچیک بود بعدش مگه میشه آدم رومیزی رو حالا هرچقدر هم سنتی باشه، نشوره؟

اینبار چشای آبجی گرد شد و دامادمون خندید بلند گفت وایییییی واییییییییی خواهرته دیگه!! من دفعه اول کتکه رو خوردم بار دوم هم حکم تیر صادر می کنه!!! منم گفتم هیچی نبود موضوع رو عوض کنید 

به قلم فاطمه ...
  • ۱
  • نظرات (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی