میسوفونیا
"نوعی صدابیزاری یا صدابیزاری گزینشی که در آن فرد از صداهایی مانند جویدن، هورت کشیدن، قورت دادن، نفس کشیدن، فین کردن، سوت زدن، بشکن زدن و صداهای اینچنینی اطرافیان عصبی می شود."
این خط بالا یه تعریف علمی و جدیه اما من همش با خنده می خونمش.آخه برا دوستامم فرستادم دیدم اونام حداقل با یکی دو مورد درگیرن.مثلا من اگر خودم فقط تو خونه باشم هم چای یا آب یا هرچی رو هورت نمی کشم.یا خیار و هویج و سالاد رو با سروصدا نمی خورم و ترجیح میدم با دهن بسته غذا بخورم که صدا نده (می خندد). خیلی وقت پیش وقتی خواهرم مجرد بود یه بار گفتم بیا بعدظهر سر تخت من بخواب چون هفته ای یه روز میومد خونه دلم براش تنگ می شد.بعد بنده خدا که خسته بود خوابش می برد بیدارش می کردم می گفتم دماغت صدا میده نمی تونم بخوابم.(غش غش می خندد). در حالی که صدای عادی نفس کشیدن بود که برای همه وجود داره.هیچی اونم سعی می کرد بی صدا نفس بکشه... یا موقع غذا خوردن همه رو تادیب کردم درست غذا بخورن جوری که صدا نده.فقط بابا از دستم دررفته(آه می کشد).گاهی جوری چشمام گرد میشه انگار اولین باره چایی رو هورت می کشه!! دلمم می سوزه دندونش درد می کنه تو دلم می گم اشکال نداره حتما نمی تونه راحت غذا بخوره.
یه دوست دارم که یه بار تعریف می کرد باباش انقدر سر سفره صدا می داد غذا می خورد که داداشش بلند شده بود رفته بود تو اتاق خودش!! بابای اون خیلی خوب بود تعریف می کرد هربار تو غذا مو می بینه همونجوری از دهنش برمیداره میاره وسط سفره که همه ببینن و بگن برای کدوم یکی شونه!!! من تو خونه اونا باشم کلا سر میز نمیرم.
تازه غذا خوردم دلم درد گرفت خندیدم.اینم بگم کلا اختلال بامزه ایه.جز صدای غذاخوردن و هورت کشیدن، بقیه چیزا برام عادیه.
به قلم فاطمه ...
  • ۰
  • نظرات (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی