جستارهایی در باب عشق
خواندنش را پیشنهاد می کنم...
یک انتخاب و هدیه ی خوب که عشق و فلسفه را توامان به خاطر خواننده جلب می کند و داستان را رنگ می زند.رنگی که گه گاه تجسمش در ذهن دشوار می نمود و به تکرار و تفصیل نیاز داشت تا تداعی شود...اما سرانجام با درک شیرینی همراه و در ذهن و قلب ته نشین می شود.
"من ترا دوست خواهم داشت نه برای هوشمندی، استعداد و زیبایی ات، بلکه به سادگی چون تو خودت هستی، بدون هر گونه قید و شرطی. ترا دوست دارم برای آن کسی که در عمق وجودت هست، نه برای رنگ چشمانت یا میزان دارایی ات. نیاز درونی، خواستار آن است که معشوق ما را بدون در نظر گرفتن حسن های ظاهری امان، و فقط برای جوهر وجودمان تحسین کند، و آماده باشد همان عشقی را عرضه کند که گفته می شود میان پدر و مادرها و فرزندانشان وجود دارد. خود واقعی، چیزی است که شخص انتخاب می کند که باشد، حال اگر خال درشتی روی پیشانی مان درآمد یا به دلیل بالارفتن سن پژمرده شدیم، یا تورم ورشکستمان کند، باید به دلیل حوادثی که فقط ظاهرمان را خدشه دار کرده، بخشوده بشویم. و حتی اگر زیبا یا ثروتمند هستیم، نمی خواهیم که ما را به دلیل این چیزها دوست بدارند، چون اگر این خصوصیات از بین بروند، عشق هم به همراهش می رود. من ترجیح می دهم که شما از ذهنم تعریف کنید و نه از چهره ام، و اگر مجبور باشید در آن صورت ترجیح می دهم در مورد لبخندم اظهارنظر بکنید تا دماغم. ما محتاجیم که دوست داشته شویم، حتی اگر همه چیزمان را از دست بدهیم: همه چیز ترک شود جز "من"، این "من" اسرارآمیز در ضعیف ترین و آسیب پذیرترین وضع اش.
آیا اگر در مقابلت ضعیف باشم دوستم خواهی داشت؟ همه قوی بودن را دوست دارند، اما آیا تو مرا برای ضعف هایم دوست می داری؟ این آزمایش واقعی است. آیا اگر تمام چیزهایی که از دست می روند را از دست بدهم، باز هم مرا به خاطر چیزهایی که همیشه خواهم داشت، دوست می داری؟"
به قلم فاطمه ...
  • ۱
  • موضوع : کتابخونه

    نظرات (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی